تبليغاتX
₪ وبلاگ تفریحی شاباش ₪
 1- آن چيست که يکي است و هميشه با تو است؟ 

2 - عجايب جنگل بي پايه ديدم،    عجايب چادر بي سايه ديدم،

     بديدم صنعت پروردگارم،       دوتا سوداگر بي مايه ديدم. 

3- عجايب صنعتي ديدم در اين دشت، درخت پرگلي بي سايه ميگشت؟ 
4- آن چيست که از ميان آب مي گذرد، ولي خيس نمي شود؟ 

5- آن چيست که نميتوانيد ببينيدش، يا  بچشيدش، يا با دستتان لمسش بکنيد، ولي براي همه تان لازم است و همه جا هست؟ 

6 - آن جسم  عجب چيست که بر چرخ پديد است

                               گه پرده ماه است و گهي حاجب شيد است؟ 

 7- نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد! 
8-  آن چيست که تا آسمان نگريد، اشکش روان نمي شود؟ 
9- آن چيست که نه دست دارد و نه پا، در همه جاي زمين است و نمي رود به هيچ جا؟  

10- آن چيست که نه دست دارد، نه پا، نه استخوان دارد، نه گوشت، ولي هميشه راه ميرود و و هيچ وقت هم خسته نمي شود؟ 
11- آن چيست که خودش آب،  دُشمنش آب؟ 

 12- آن کدام دوبرادرند که در زير يک کوه زندگي ميکنند،و هيچ وقت خانه يکديگر را نمي بينند؟ 

13- آن کدام شب تاريک است که در ميان روز ديده ميشود؟ 

14- اين سر کوه، اَرّه اَرّه           آن سر کوه، اَرّه اَرّه           ميان کوه، گوشت بره! 



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 0:43 |